الشيخ عباس القمي
152
يازده رساله ( فارسى )
گويند وقتى آن حضرت از منبر فرود آمد مردم تعريف فصاحت و بلاغت آن حضرت نمودند ؛ گفتند ما نشنيديم فصيحتر و بليغترى از تو ! آن جناب تبسّم كرد و فرمود چگونه چنين نباشم و حال آنكه مولدم به مكه شده ! و خدا و رسول داند اندازهء فصاحت و دقايق حكمت كلمات آن حضرت را . هيچ كس آرزو نكرده و در خاطر كسى نگذشته است كه مانند خطب و كلمات آن حضرت تلفيق كند ، و اگر بعضى از علماى سنت خطبه شقشقيه « 1 » را از خطبات آن حضرت نشمردند و منسوب به سيد رضى « 2 » جامع نهجالبلاغه كردند مطلب دقيقى در نظر داشتهاند كه آن صيانت خلفا باشد از ظلم و ستم بر اميرالمؤمنين عليه السلام والّا بر اهل ادب و خبرهء فن پوشيده نيست سخافت قول ايشان ؛ چه علماى سير ذكر كردهاند كه قبل از ولادت سيد رضى اين خطبه را در كتب سالفه يافتند ، و ابن ابى الحديد و فصحاى عرب و علماى ادب اتفاق دارند كه سيد رضى و غير سيد رضى ابداً به امثال اين كلمات نتوانند خطبه تلفيق كنند . بيست و چهارم : آنكه مستجاب شد دعاى آن حضرت در احياء مردگان و شفاء مريضان ، مانند زنده كردن جمجمه يعنى كلّه پوسيده ، و تكلّم كردن آن سر با آن حضرت در اراضى بابل « 3 » ، و در آن موضع مسجدى بنا كردند معروف به جمجمه ، و آثار آن مسجد فعلًا در نزديكى مسجد ردّ شمس در نواحى حلّه معروف است ، و من در كتاب هديّة الزائرين « 4 » به هر دو مقام اشارت كردم .
--> ( 1 ) . خطبه سوم نهج البلاغه . ( 2 ) . از علماى بزرگ شيعه و مؤلف نهج البلاغه و متوفاى 406 . ( 3 ) . نام شهرى است نزديكى شهر حلّه در عراق . ( 4 ) . اين كتاب مانند مفتاح الجنان است و چاپ شده است .